تبليغاتX
آدمفرشته
یک روز برمی گردی و افسوس

چیزی از این دیوونه باقی نیست

دنیای من اینجا سرت جنگه

جنگ جهانی اتفاقی نیست

سلام به همه

چقد سخته زود به زود به روز کردن.غلط کردن برای همین وقتاس

حسی و اتفاقی که به روز می کنم خیلی بهتر می شه.

با یه غزل قدیمی به در خواست دوستان در خدمتتونم...این غزل دومین غزل منه مال سال هشتاد.

که کمی تغییرش دادم.

...

تهران ولی عصر ترافیک مسخره

بنز سیاه رنگ متالیک مسخره

با شیشه های دودی و با رینگ نقره ای

یک آدم نجیب ِ رمانتیک مسخره

چشمان مست خیره به دنبال دختریست

دختر کنار شیشه ی بوتیک مسخره

با گونه های گلبه ای و لنز های سبز

قد بلند و هیکل باریک مسخره

بوق و چراغ و بعد مسیری همیشگی

یک جای دنج ِ خلوت و نزدیکِ مسخره

مردان گر گرفته و زن های بی دلیل

زیر فشار قدرت تحریک مسخره

هی قهوه می خورند و هی حرف می زنند

آرامش خیالی ِ موزیک مسخره

شب از صدای آه زنی زوزه می کشد

در یک فضای ساکت و تاریک مسخره

بره شکار نیمه شب گرگ می شود

یک گرگ پیر ِ مبتذل ِ  شیک مسخره

فردا شروع تازه،یک سوژه ی جدید

تهران ،ولی عصر، ترافیک مسخره

...

+ نوشته شده در  2009/3/6ساعت 16:14  توسط حسین غیاثی  | 

داره حواسم پرت می شه

از قله های برفی تو

درد دلم آوار می شه

روی سر  ِکم حرفی تو

......

سلام به همه دوستان.

به جبران تاخیر با یک غزل  کلاسیک و یک ترانه در خدمتتونم.

ترانه رو کسی نشنیده و نقد هم نشده تا به حال هر نظری و نقدی باشه سراپا گوشم.

 

غزل

 

با این غریب بی سر و سامان چه می کنی؟

موی بلند ،موی پریشان، چه می کنی؟

آه ای بت ظریف تراشیده از بلور

مستانه در حریم خدایان چه می کنی؟

ـ حور ی پری ِ ـ  سر به هوای ِ سیاه چشم

روی زمین به هیئت انسان چه می کنی؟

من در" گلاب دره" و "در بند " مانده ام

تو در کویر تشنه ی کرما ن چه می کنی؟

ـ

بوسیده ای، بغل شده ای، جار می زنی

تا خوب با خبر شوم از  آنچه می کنی

 

....

ترانه

میدون هفت تیر             میدون انقلاب

این شهر وحشیِ          یه گوشه ای بخواب

 

از من تو این مسیر      از من تو این جنون

چیزی نمونده جز        شعرای خیس ِ خون

 

حال منو نپرس            از قتل عام شهر

بیخود قدم نزن            توُ  ازدحام شهر

 

ای ابر بی قرار            بی و قفه خون ببار

تا شهر پر بشه           از عطر  گل انار

 

بیخود قدم نزن          بی خود عزا نگیر 

بیخود سراغمو          از آدما نگیر

 

لبهاتُ قفل کن        چشمات و هم بذار

شعرامو پهن کن      روی طناب دار

 

میدون انقلاب         میدون هفت تیر

این شهر وحشی ِ    یه گوشه ای بمیر

 

ای ابر بی قرار          بی وقفه خون ببار

تا شهر پر بشه          از عطر گل انار

 

 

+ نوشته شده در  2009/2/20ساعت 18:28  توسط حسین غیاثی  |