نمی دونم چی بگم بابت این همه تاخیر.
ببخشید دیگه.
داستان تاخیرم مفصله
فقط فرصت می شد. نظرات رو بخونم.
اما از این به بعد هم زود به زود آپ می کنم هم همه ی نظرات رو ،روز به روز جواب می دم.و البته نظرات قبلی رو.
قول میدم
....
این روزا خیلی کم کار شدم.و کم می نویسم.الانم نمی دونم با چی به روز بشم.برای همین دو تا غزل قدیمی می ذارم
......
بیچاره کرده عطر تو آغوش تخت را
وابسته کرده پیرهنت بند رخت را
من را به باد دادی و بر شانه ریختی
شب گیسوان سرکش ِ آرامُِ لخت را
دستم نمی رسد که شبی دستچین کنم
این میوه های بر تن لخت درخت را
من در مسیر خالی ِ برگشتن از توام
آسان گرفت چشم تو این راه سخت را
تهران بی تو بغض مرا حبس کرده است
تهران بی تو کشت من ِ تیره بخت را
شیراز ِ من، هوای غزل کرده ام برقص
تا جذبه ات عوض بکند پایتخت را
....
غزل دوم
"قرص" ماه صورتت "آرام بخش" دردهاست
قرص ماه صورتت انگیزه ی شب گرد هاست
پارک،تنها شاهد بوسیدن لب های تو
بی تو حالا پاتوق هر روزه ی ولگرد هاست
سیب سرخ سینه،گندمزار ِ موهای بلند
زن مصیبت نامه ای از سرخ ها و زرد هاست
سردی دستم تنت را گرم رفتن کرده بود
اتفاق هر شکستن، پشت ِ گرم و سردهاست
این غزل با گریه ای مردانه ثابت می کند
بی وفایی کار زن ها کار این نامرد هاست
مثل همیشه مشتاق نقد و نظرم
.....