تبليغاتX
آدمفرشته
سلام به همه دوستان.

با یه ترانه جدید در خدمتتوت هستم و یک مثنوی به مناسبت شهادت حضرت علی. این مثنوی بی شک لحظه هایی است  از انسانی واقعا بزرگ پس لطفا بحث اعتقادی نکنید.....

در ترانه بند های داخل پرانتز رو به دلایلی حذف کردم...لطفا نظرتو ن رو راجع به حذف بیت ها ی داخل پرانتز بگین...من این کار رو  به دلایلی بدون این بند ها می خونم همیشه.

....

ترانه

 

توی اتاقم برف می باره

سر سبزی ِ این سفره بی مرزه

من هفت سین ِسالمو چیدم

سر سام ، سرما،سوز ،سگ لرزه

 

لب هام از سرما  سیا  می شه

ماهی تنگُ عید می بینم

دیوار هام و آخر دنیا

فانوسمو خورشید می بینم

 

قرصام و توی تُنگ می ریزم

تو نیستی آروم اعصابم

روزامو روی سقف را می رم

شب ها مو زیر تخت می خوابم

 

(وقتی دلم تنگ خودم می شه

چشمام و می بندم خدا می شم

عصرا دم خاموشی فانوس

معبود آدم برفیا می شم)

 

توی اتاقم برف می باره

سردِ ولی کی می گه دلسردم

من بیست وشیش سالِ تموم انگار

با قاب عکسم زندگی کردم

 

خو شبختم از و قتی گلوی من

زخمی ِانگشتای کولاکه

آغوش ناامن تو یادم داد

هر جا هوا خوبه، خطرناکه

 

(توی اتاقم برف می باره

تو رفتی از روزی که یادم نیست

با برف و یخ معشوقه می سازم

کی می گه آدم برفی آدم نیست)

 

چی مونده از من توی این سرما

یه آدم دیوونه ی سرخوش

تو نیستی آروم اعصابم

دلچسب این سرمای آدم کش

توی اتاقم برف می باره

.....

مثنوی علوی

شب ِ درد است، شب ضجه و بی تابی ها

شب ِ دلخون شده از ناله ی مرغابی ها

 

شب ِدلشوره ، شب ِ بغض، شب ِ دل نگران

شب ِبی میلی ِ لب های موذن به اذان

 

معنی داغ پدر را چه کسی می فهمد

دامن و حلقه ی در را چه کسی می فهمد

 

کوفیان گر چه که از غصه ی او دلشادند

"دوش وقت سحر از غصه نجاتش دادند"

 -

نخل خم شد سر ِ هر کو چه و  لالایی خواند

چاه در گوش زمین قصه تنهایی خواند

 

نه فقط کعبه ترک خورد که مولا آمد

آن شب از فرق علی کعبه به دنیا آمد

 

آن شب از فرق علی کعبه پلی زد به بهشت

چه مراعات نظیری ست علی ،کعبه، بهشت

 

نفس سرد خدا، سر زده در صور دمید

"و زمین بار امانت نتوانست کشید"

منتظر نقد و نظر دوستان هستم

 

+ نوشته شده در  2008/9/19ساعت 17:51  توسط حسین غیاثی  | 

سلام به همه دوستان

ببخشيد كه دير به دير مي يام.

 به زودي اين مشكلم حل مي شه...

...

اين  يه ترانه ي واقعاتفريحي واقعا تخيليه كه بعد از نشست دو هفته پيشمون با بچه ها تو قهوه خونه فرحزاد نوشتم...چون بعضي بچه ها مي خواستن ترانه رو و فرصت نشد براشون بنويسم باهاش به روز شدم..

توضيح:(اين توضيح براي بستن راه نقد نيست)

بند دوم ترانه دو جور نوشته شده كه هيچ كدوم اوني كه مي خوام نبوده و احتمال زياد عوض مي شه.

...

فرحزاد

خنجر از پشت نخوردي دختر

نه ،تو نامردي نديدي از خودي

توي قهوه خونه عاشقت شدم 

توي قهوه خونه عاشقش شدي

 

۱ـ(مثل هر كي كه بهت زل مي زد

 زل زدي توُ چشممو خنديدي

فكر كردم دلتو دزديدم

فكر كردم منو مي فهميدي)

۲ـ(رفقاي نون به نرخ روز خور

رفقاي مهربونه نانجيب

بر زدن تو رو ازم نامردا

توي ِ بويِ تند نعنا و دوسيب)

 

يك دقيقه هم بهم فكر نكن

حيفه كه حروم بشن ثانيه هات

دود و حلقه حلقه بازي بده و

جون قليونو بگير با  ريه هات

 

دلم از تو بيشتر از تموم  دنيا  پُر  دختر

حالم از هر چي فرحزادِ به هم مي خوره دختر

 

بُر زدن تو رو ازم نامردا

اينو تنهايي و بارو ن مي گه

تب دستام قلم و آتيش زد

اين ترانه داره هذيون مي گه

 

:در صدِ الكل من پايينه

كشفِ صد در صديِ "رازي"كو

قهوه خونه ها عذابم مي دن

"ميرزا صالح شيرازي" كو

 

بوي الكل تو سرم مي پيچه

مي خورم ،با دو تا چشم ِسرخ ِ خيس

به سلامتي هر چي مرده

به سلامتيِ چيزايي كه نيس

 

دلم از تو بيشتر از تموم  دنيا  پُر  دختر

حالم از هر چي فرحزادِ به هم مي خوره دختر

 

 

 

 

+ نوشته شده در  2008/8/23ساعت 15:7  توسط حسین غیاثی  |